تبليغاتX
...چيدن محبوبه‌های شب را
سلام

۱۰ روز از پیشتون می رم

زود بر می گردم

تو این مدت شما هم می تونید یه نفس راحت بکشید

می خوام یه چند روزی تو عالم خودم باشم

به دور از روزمرگی -شلوغی- درس -تست- زبان- کلاس- موسسه و ...

به دور از همه

می خوام فقط منو خدام باشیم

منتظرم باشید زود می یام با یه تحول عظیم

محبوب عسل:photo by

+ نوشته شده در  85/06/06ساعت   توسط محبوب عسل  | 

سايه ي لبخند را
با آبی ابرها
آب نشانم می داد

باد بازی می كرد
در آب
آسمان را می چرخاند
من از تو می گويم
رويايی كوچك
تمام عالم من
خنك بود
ساكت
خدا بود
فقط
من و تو هم

 

 

اما رویا بود

ان هم فقط

رویای من.

 

 

 

تو با اشک هایم

با گونه هایم

و با چشمانم تمام شدی همین دیشب

دیگر هرگز به تو نمی اندیشم

فقط

یه چیزی بگویم

برای اخرینمان باشد

اخر خوش خیال تو که ما را می شناختی

چرا؟

اشنایم چرا؟

تو دیگر چرا؟

مگر نگفته بودی میم مرام را از بری؟

پس خوش خیال...

باشد

 اما این رسم ما نبود

 

 

 

 

خوش بخت باشی و شاد

با او

با او

با او

با اویی که من مانندش را ندارم

 

 

 

 

حالا من ماندم و

با هیچ

خدایا!

خدایا چشمانم را دریاب دیگر هیچ!

فقط هپروتم را ازم نگیر

و رویاهایم

دارایی منند...

همین بی وجود ها

غیر واقعی ها

همین پوچی ها.

همه اش رویا بود رویای من!

 

من وجود اسمانیم را می خواهم

 

خوب است خودت می دانی که

من

دیگر از پشت پنجره ی اشنایی سرک نخواهم کشید

همان تنهایی ناب مرا بس

به بزرگیش مرا بس!

منو بی صدا شکستی با همون شیشه ی اشنا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت*:بهش عادت ندارم اما از این به بعد عادت می کنم.

پی نوشت**:دیشب بدترین شب زندگیم بود / برایم دعا کنید این بار نیازم خیلی زیاد است!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فردا تولدمه

 شنبه با یه وبلاگ جدیدی می یام!

 

+ نوشته شده در  85/06/01ساعت   توسط محبوب عسل  |